شعر مولانا در مورد دل شکستن

قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
******
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو بسر نمیشود
******
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 12:9 توسط عبدالوهاب پوررضا
|