کتاب دغدغۀ همیشگی رهبری

علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور طی گفت‌وگویی با نشریه «رشد جوانه» از همکاری‌های بیشتر بین دبیرخانه طرح ساماندهی منابع آموزشی و تربیتی و این نهاد استقبال کرد و به بیان مواردی درخصوص نحوه تعامل و همکاری‌های بیشتر در این حوزه پرداخت.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، نشریه «رشد جوانه» در شماره جدید خود (پاییز ۹۸) با اشاره به نقش مهم نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در توسعه و تجهیز کتابخانه‌ها و نهادینه‌سازی فرهنگ مطالعه در بین آحاد مردم و ظرفیت استفاده از طرح ساماندهی منابع آموزشی و همچنین کمک به توسعه این طرح، به گفت‌وگو با علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور پرداخت که در ادامه این گفت‌گو را می‌خوانید:

ادامه نوشته

وقتی فراغت جدی می‌شود

لیزنا؛ یزدان منصوریان، دانشیار دانشگاه خوارزمی: یکی از پرسش‌های اساسی آدمی این است که آیا کار را برای زندگی می‌خواهد یا زندگی را برای کار؟ آیا کار بخشی از زندگی است یا برعکس در روزگار ما زندگی به بخشی در حاشیۀ کار تبدیل شده است؟ به سخنی دیگر، آنچه را ما بخش اصلی زندگی خود می‌دانیم کار است یا فراغت؟ آیا ما کار می‌کنیم که با درآمد حاصل به سر منزل فراغت برسیم؛ یا فراغت را فقط فرصتی برای تجدید قوا می‌دانیم که دوباره به سر کار برگردیم؟ به این ترتیب، آیا فراغت محصول کار است یا پیش نیاز آن؟ چرا ما در گفتار روزمره کار را از زندگی جدا می‌کنیم و می‌گوییم «کار و زندگی»! آیا این دو از هم جدا هستند یا در هم تنیده‌اند؟ به راستی مرز کار و فراغت کجاست؟ خویشتن واقعی ما در کدام یک از این دو قلمرو حضوری فعالتر دارد؟

سی و هفت سال پیش یکی از جامعه‌شناسان امریکایی مقیم کانادا به نام رابرت استیبنز در مطالعات خود درباره اوقات فراغت به کشف جالبی رسید که از آن زمان تا امروز حوزه پژوهشی اوست. استیبنز در سال ۱۹۸۲ متوجه شد بر خلاف آنچه اغلب تصور می‌شود اوقات فراغت برای بسیاری از مردم بیش از آنکه فرصتی برای وقت‌گذرانی باشد عرصه‌ای برای خودشکوفایی است. او دریافت فراغت با «وقت آزاد» و البته با «بطالت» تفاوت اساسی دارد. آدم می‌تواند در زمان فراغت بسیار فعال باشد. زیرا فراغت فرصتی برای بالندگی و رشد شخصیت است. شاید به همین دلیل بوده که سالها پیش از او، ویرجینیا ولف نویسنده نامدار انگلیسی گفته بود: مراقب فراغت خود باشید که اگر روزی آن را از دست بدهید روح خود را باخته‌اید.

ما در فراغت فرصتی می‌یابیم که خویشتن خویش را باز یابیم و توان بالقوه خود را به توانایی بالفعل تبدیل کنیم. مثل همه کسانی که به فعالیتی خاص علاقه دارند و مشتاقانه در آن زمینه فعالیت می‌کنند بی آنکه انتظار پاداشی فراتر از خود آن فعالیت داشته باشند. آنان روزها، هفته‌ها و گاه سال‌ها به کاری داوطلبانه مشغولند بی آنکه در جستجوی پول، شهرت یا مقام باشند یا حتی منتظر تایید و تحسین دیگران بمانند. آنان عاشق فراغت خود هستند و لحظه‌ای از آن را به بطالت نمی‌گذرانند. واژه‌ای که استیبنز برای این وضعیت که مرز کار و فراغت است برگزید «فراغت جدی»[۱] بود. به این معنا که هر گاه انسان داوطلبانه و مشتاقانه وقت آزاد خود را صرف آموختن یک هنر یا مهارت کند و بخشی از عمرش را شورمندانه  به این موضوع اختصاص دهد و از این رهگذر بتواند به نوعی از خودشکوفایی برسد مشغول فراغتی جدی بوده است.

دامنه این فعالیت‌ها بسیار وسیع است و فهرستی شامل ۲۳۰ سرگرمی را در بر می‌گیرد. تاکنون این مجموعه بزرگ به شکل‌های مختلف طبقه‌بندی شده است. نخست بر اساس نوع ارتباط با قلمروهای دیگر. بر این اساس می‌توان گفت برخی از این سرگرمی‌ها در ارتباط با طبیعت هستند مثل کوهنوردی، ماهی‌گیری یا باغبانی؛ برخی در قلمرو هنرها قرار می‌گیرند مثل خوشنویسی، نقاشی یا گلدوزی؛ و برخی ورزشی محسوب می‌شوند مثل دوچرخه سواری، قایق‌رانی یا شنا. افزون بر این، بعضی از این تلاش‌ها جنبه فرهنگی دارند مثل آشپزی، گردشگری یا موسیقی سنتی.

ادامه نوشته

نقد و بررسی کتاب ملاصالح

محمدرضا خورسندی

 

درباره نویسنده

رضیه غبیشی همسر شهید جانباز حاج محمود عطشانی است. او دارای ۴ فرزند پسر که ۳ تا از فرزندانش در بحبوحه‌ی جنگ به دنیا آمده‌اند. خانم غبیشی در جنگ به عنوان مترجم و تدارکات و روابط عمومی سپاه فعالیت کرده است. در سال ۵۹ ازدواج کرده و به علت محاصره‌ی شهر به بندر چوئبده رفته و بعد از آن به جزیره مینو رفته و شروع به نوشتن خاطرات جنگ کرده است. کتاب منتشر شده از خاطرات ایشان "گنجینه‌ی رنج" می‌باشد. وی همچنین مشغول به نوشتن کتاب درباره شهدا و خانواده‌هایشان نیز هست که در این میان می‌توان به کتابی درباره مادر شهید، خانم کارکوب‌زاده با عنوان "خانم کارکوب" و کتاب "ملاصالح" اشاره کرد.

خلاصه‌ای از کتاب

ملاصالح سرگذشت عجیبی دارد. آبادانی است ولی تبعیض انگلیسی‌ها را با چشمان خود لمس کرد. آرزوی تحصیل در دبیرستان داشت ولی پدرش او را به عراق فرستاد تا با عمویش زندگی کند. بعد از مدتی، طلبه حوزه نجف شد. آگاه به امور سیاسی و تحلیل‌های سیاسی می‌شود که بعثی‌ها قدرت را به دست می‌گیرند. او هم به ناچار از عراق اخراج می‌شود. حضورش در حوزه علمیه قم هم با جریان حمله مأموران شاه به فیضیه مصادف است و فرار از قم و آن مهلکه.! مبارزات سیاسی او با شاه، کار دستش می‌دهد؛ دستگیری، شکنجه، زندان، حبس ابد و حتی اعدام! که با شانس و بخت و اقبال آزادش می‌کنند، کارمند انگلیسی‌زبان هتل می‌شود و به صف مبارزه برمی‌گردد. ماجراهای بعد از پیروزی انقلابش که برایش رخ می‌دهد. اما ابتکارهای جنگی‌اش جالب توجه است. مثل برگزاری کنگره شعر عربی مقاومت و ایده‌اش برای صدور پیام مظلومیت انقلاب به کشورهای دیگر که نهایتا در همین جریان‌ها روی لنج اسیر عراقی‌ها می‌شود. دوباره شکنجه و گرفتاری! منافقین او را می‌شناسند و می‌دانند او «بلبل خمینی» است که در رادیو عربی، عراقی‌ها را تشویق به تسلیم شدن می‌کرد. دست امداد غیبی کاری می‌کند او از این وضع نجات پیدا می‌کند و منافقان خوار و ذلیل بشوند. او می‌شود مترجم اسرای ایرانی و حتی با صدام دیدار می‌کند. به عنوان مترجم، خدمات فراوانی به اسیران ایرانی ارائه می‌دهد. حضور سید ابوترابی و نیز نوجوانان کتاب آن ۲۳ نفر از جذابیت‌های این بخش است. سرانجام لو می‌رود! و دوباره مشکل و گرفتاری و بدشانسی و باز هم با امداد غیبی در سال ۱۳۶۴ به همراه گروهی از اسیران بیمار و معلول به کشور برمی‌گردد. در جمهوری اسلامی ایران هم بدشانسی همراهش بود و به عنوان خیانتکار حکم اعدامش را صادر می‌کنند! لطف خدا آن‌جا خود را نشان می‌دهد که رفیقش، علی فلاحیان، حکم را لغو می‌کند. خلاصه با بازگشت اسرا و تمجیدهای سید ابوترابی تبرئه می‌شود و سرگذشت شگفت‌انگیز ملاصالح همچنان ادامه دارد... آخرین ماجرای شگفت‌انگیز او زنده‌ماندن از حادثه مناست.

منبع: لیزنا

ادامه نوشته

فراخوان پنجمین دوره جشنواره خاتم

فراخوان پنجمین دوره جشنواره خاتم

داستان کوتاه ویژه پیامبر رحمت

تودیع و تکریم روح الله هاشمی ذاکر

صبح روز یکشنبه در حاشیه شورای معاونین نهاد از خدمات و تلاش های روح الله هاشمی ذاکر تجلیل و قدردانی شد. 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتایخانه های عمومی کشور، صبح روز یکشنبه در حاشیه جلسه شورای معاونین، دبیرکل نهاد با اشاره به سابقه حضور هاشمی ذاکر در نهاد گفت: ایشان از ابتدای دوره جدید فعالیت خود را آغاز کردند و با رویکردی جدید حراست نهاد را سامان دادند و پس از حراست هم در جایگاه مشاور، با احساس مسئولیت موارد و مسائل را پیگیری می کردند. 
روح الله هاشمی ذاکر هم در ادامه از سابقه حضور خود در نهاد و فعالیت های انجام شده گفت و افزود: در دوره مشاوره دبیرکل بیش از ۴۰ کمیته انتصاب برگزار شده که با همراهی معاونین و مدیران کل به انجام رسیده است. 
در ادامه معاونین و مدیران هم در سخنانی از خدمات و تلاش های هاشمی ذاکر تقدیر و تشکر کردند.

کتاب وسیله ای برای حل مشکلات زندگی

مهری پریرخ، استاد پیشکسوت علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد و عضو هیات امنای نهاد کتابخانه های عمومی کشور، کتاب را وسیله ای برای حل مشکلات زندگی دانست.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی، مهری پریرخ، استاد پیشکسوت علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد و  عضو هیات امنای نهاد کتابخانه های عمومی کشور، در پیامی، کتاب را وسیله ای برای حل مشکلات زندگی دانست. متن این پیام به شرح ذیل است:

هفته کتاب و کتابخوانی و روز گرامیداشت مقام کتاب، کتابخوانی و کتابدار را به همه کتابداران و مسئولان کتابخانه ها و دست اندرکاران عرصه کتاب و کتابخوانی، تبریک عرض می کنم.

امیدوارم روزگاری باشد که کتاب با کمک نهاد کتابخانه های عمومی کشور و تلاش های کتابداران، درون خانوارها رخنه کند و باعث غنای زندگی آن ها شوند.

هدف عمده از خواندن کتاب، نباید سرگرمی باشد؛ یعنی مردم باید به این آگاهی برسند که علاوه بر سرگرمی می توانند از کتاب برای آگاهی و حل مشکلات زندگی بهره ببرند.

کتابداران تلاشگران گمنام در عرصه کتاب و کتابخوانی هستند

مهوش صبرکن، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر با تأکید بر لزوم توجه بیشتر خانواده‌ها به کتاب و کتابخوانی، گفت: کتابداری شغل شریفی است و با توجه به اینکه خودم چند سالی به عنوان کتابدار فعالیت می‌کردم، معتقدم این روز فرصت خوبی است که از یک گروه زحمتکش که سال‌های سال، عمرشان را در کنار کتاب‌ها سپری می‌کنند قدردانی کنیم.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، مهوش صبرکن، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، طی گفت‌وگویی به مناسبت روز بزرگداشت کتاب، کتابخوانی و کتابدار، ضمن تبریک این روز به کتابداران، اظهار کرد: کتابداری شغل شریفی است و با توجه به اینکه خودم چند سالی به عنوان کتابدار فعالیت می‌کردم، معتقدم این روز فرصت خوبی است که از یک گروه زحمتکش که سال‌های سال، عمرشان را در کنار کتاب‌ها سپری می‌کنند قدردانی کنیم.

وی افزود: با وجود اینکه کتابداران تمام تلاش خود را می‌کنند تا به دوستداران کتاب خدمات ارائه بدهند، متاسفانه هیچوقت آنگونه که شایسته آنها بوده، به آنها توجه نشده است. خیلی خوشحال شدم که سراغ هنرمندان رفته‌اید تا از کتابدارهای تلاشگر اما گمنام کتابخانه‌ها یاد کنید. این کتابداران عزیز و شرافتمند هستند که در تمامی کتابخانه‌های کشور در سکوتی زیبا، با حوصله‌ای وافر و همیشه لبخند بر لب، مشغول بکارند.

مهوش صبرکن یادآور شد: من خودم حدود ۲ سال افتخار و تجربه کتابداری در کتابخانه‌ای در شهر شیراز را داشتم. بنابراین از نزدیک و کامل با این کار آشنایی دارم. از مشکلات و سختی‌های کار کتابداری به خوبی آگاه هستم. خوب می‌دانم که این عزیزان چگونه با حس و حال خوب و از خودگذشتگی مراجعان را راهنمایی می‌کنند. در هفته کتاب دست همه این عزیزان را می‌بوسم و خودم را خاک پای آنها می‌دانم.

وی در ادامه به اهمیت و ارزش کتابخوانی پرداخت و گفت: به گفته بزرگان و اندیشمندان کسی که کتاب می‌خواند، همه چیز دارد. پس بیاییم بوی کتاب را فراموش نکنیم. هر چه داریم از کتاب داریم. اگر کتاب و نوشته‌ای نباشد، نمایشنامه و فیلمنامه‌ای نخواهد بود و فیلم یا اثر هنری هم ساخته نمی‌شود.

صبرکن در ادامه درباره علاقه وافر خود به مطالعه رمان گفت: کتاب و به ویژه رمان زیاد می‌خوانم و معتقدم کتاب آنچه را گمشده زندگی ماست به ما می‌دهد. به جوان‌ها پیشنهاد می‌کنم که کمی از این فضای مجازی بیرون بیایند و حداقل روزی یک صفحه کتاب بخوانند. برای شروع خواندن هم می‌توانند از داستان‌های بلند یا رمان شروع کنند. رمان خیلی‌ها را به سمت عادت به کتابخوانی کشانده است. این تجربه برای من ثابت شده است و به همین خاطر تاکید می‌کنم.

این هنرمند تاکید کرد:  من همیشه به اطرافیانم توصیه می‌کنم که در خانه و مقابل چشم فرزندانش کتاب و روزنامه بخواند تا فرزندانش به مطالعه عادت کنند. حیف است از کتاب دور بمانیم و فقط محو فضای مجازی که ثمره چندانی ندارد شویم. فضای مجازی برای ساعاتی وقت گران بهای ما را می‌گیرد و وقتی به خودمان می‌آییم می‌بینم که ساعت‌ها پای گوشی در شبکه‌های مختلف اجتماعی وقت‌مان صرف و چیز زیادی عایدمان نشده است.

نقش یک کتابدار حساس و مهم است

حبیب دهقان‌نسب بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون که چند سالی است کتابداری را در کتابخانه‌ای محلی در مجتمع مسکونی محل زندگی خود تجربه می کند به کتابداران توصیه کرد تا دانش خود را در این زمینه به روز کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، حبیب دهقان‌نسب طی گفت‌وگویی درباره کتاب و کتابخانه، با اشاره به اهمیت کتاب در زندگی گفت: کتاب با توجه به نقشی که در زندگی آدم‌ها در طول تاریخ داشته، از اهمیت زیادی برخوردار است. با خواندن کتاب ما نسبت به محیط اطراف، هستی، زندگی آدم‌ها، تاریخ و... آگاهی پیدا می‌کنیم.

وی افزود: چه بسا بسیاری از ناشناخته‌های اطراف ما با مطالعه کتاب‌های گوناگون برای ما شناخته می‌شود. به عبارتی کتاب ارتباط مستقیمی با رشد آگاهی و دانستن و باز شدن افق دید خواننده کتاب دارد. یعنی هر چقدر که سطح اطلاعات کتاب بیش‌تر باشد، آگاهی عمومی جامعه نیز بالاتر خواهد رفت. اهمیت کتاب به حدی است که می‌توان ساعت‌ها درباره آن گفت‌وگو کرد.

دهقان‌نسب در ادامه درباره تجربه سال‌ها کتابداری در یک کتابخانه محلی در نزدیکی محل سکونت خود، گفت: نقش یک کتابدار در یک کتابخانه بسیار مهم است. البته هر چه کتابخانه بزرگ و تعداد کتاب‌ها بیشتر باشد، وظیفه و مسئولیت کتابدار بیشتر است. یک کتابدار باید نسبت به اصول و قواعد کتابداری آگاهی داشته باشد. به هر حال کسانی که مراجعه می‌کنند انتظار دارند که کتابدارها راهنمایی‌شان کنند پس لازم است کتابدار اطلاعات به روز از کتاب‌های منتشر شده و همچنین اطلاعات کافی از کتاب‌های پرمخاطب داشته باشند.

این بازیگر با بیان اینکه کتابداری نیاز به صبر و حوصله بسیار دارد، تأکید کرد: آدم‌های مختلفی با اخلاق و سلیقه‌های متفاوت به کتابخانه مراجعه می‌کنند و کتابدار باید به حدی صبور باشد که بتواند پاسخگوی همه مراجعه‌کنندگان باشد. از آنجایی که کتابدارها ساعت‌ها در فضای بسته حضور دارند اگر صبور و با حوصله نباشند آن فضای برایشان ملال‌آور و خسته کننده خواهد بود. همین مسائل باعث می‌شود این شغل حساس باشد.

وی همچنین به راه‌اندازی کتابخانه‌ای در محل سکونت خود اشاره کرد و گفت: از چندین سال قبل با همکاری تعدادی از همسایه‌ها و اهالی فرهنگی و دوستدار کتاب در بلوک۲ شهرک اکباتان فضایی در اختیار ما برای راه‌اندازی یک کتابخانه محلی قرار گرفت. حالا اینجا هم یک کتابخانه با بیش از ده هزار جلد کتاب با موضوعات مختلف است و هم یک پاتوق فرهنگی برای برپایی کلاس‌های فرهنگی و هنری. اینجا زیر نظر سازمان خاصی نیست و همه به صورت داوطلبانه و بدون دریافت حقوق و دستمزد فعالیت می‌کنند.

وی افزود: جالب اینجاست بعد از افتتاح کتابخانه محلی در این بلوک، چند بلوک دیگر هم الگو گرفتند و کتابخانه محلی در مقیاس کوچکتر راه‌اندازی کردند. امتیاز دیگری که کتابخانه ما دارد این است که بسیاری برای تهیه کتاب از خارج از شهرک هم به اینجا می‌آیند. از آنجایی که ساعت‌هایی در این فضا بودم کم و بیش با مشکلات کتابدارها آشنا هستم و معتقدم باید یک کتابدار روش‌های مختلفی برای جذب مخاطب به کتابخانه بکار بگیرد.