«این خانه پر از نام محمد است»

«این خانه پر از نام محمد است»

پدیدآور: معصومه کریمی، صدیقه ملازینعلی و معصومه دهنوی

 ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی

تعداد صفحات: ۸۸

«این خانه پر از نام محمد است» مجموعه‌ای است شامل سه داستان نسبتاً کوتاه که به گونه‌ای غیرمستقیم با موضوع حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله نوشته شده است. نخستین داستان این کتاب با همین نام به قلم معصومه کریمی است که ماجرای دختری به نام «هدی» را بیان می‌کند.

کریمی در قالب این داستان کوتاه، اهمیت یکی از ویژگی‌های مهم اخلاقی یعنی امانت‌داری را بیان می کند و این موضوع را دستمایه‌ای قرار می‌دهد تا نوجوان داستان را به سوی شناخت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سوق دهد.

«کوکو» عنوان داستان بعدی این کتاب به قلم صدیقه ملازینعلی است که درد و رنج پسربچه یتیمی به نام کوچک‌علی (کوکو) را به تصویر می‌کشد. او با مادرش زندگی می‌کند و از وقتی پدرش از دنیا رفته، وضعیت مالی مناسبی ندارند. نویسنده ماجرای این داستان را به رفتار پیامبر اسلام با یتیمان ارتباط می‌دهد.

داستان بعدی این مجموعه «ماجرای سوسمار» نام دارد که معصومه دهنوی آن را بر اساس روایتی از ابن عباس در بحار الانوار نوشته است. شخصیت محوری داستان دختربچه‌ای است که در قبیله‌ای از اعراب زندگی می‌کند و برادری ندارد. او هرکاری می‌کند، تا به پسران هم‌محله‌ای‌اش در صحرا بفهماند که چیزی از آن‌ها کم ندارد و می‌تواند جای خالی فرزند پسر را در خانواده‌اش پر کند.

«چشمه‌های بهشت: گزیده عیون اخبار الرضا علیه‌السلام»

«چشمه‌های بهشت: گزیده عیون اخبار الرضا علیه‌السلام»

پدیدآور: شیخ صدوق

مترجم: محمدهادی زاهدی

ناشر: به‌نشر

تعداد صفحات: ۴۲۰

«چشمه‌های بهشت» گزیده‌ای از کتاب ارزشمند عیون اخبار الرضا علیه‌السلام نوشته شیخ صدوق، از معتبرترین منابع در خصوص زندگی و آموزه‌های حضرت امام رضا علیه‌السلام است، چراکه نگارش آن در کمتر از دو قرن پس از شهادت امام علیه السلام است.

نویسنده در انتخاب گزیده‌ها از معارف رضوی و روایات در سطوح مختلف معارفی، همگان و نیاز نسل امروز و عالمان و بزرگان بهره‌ای را در نظر گرفته است. ترجمه متن عربی نیز در عین دقت، ساده و روزآمد و قابل فهم است.

کتاب «چشمه‌های بهشت» شامل پنج دفتر و مجموعاً ۳۱ فصل است که در دفتر نخست، به زندگی حضرت امام رضا علیه‌السلام به صورت گذرا و نیز به زندگانی امام کاظم علیه‌السلام پرداخته تا شرایط حاکم بر روزگار حیات آن حضرت را تا حدودی نشان دهد. از دیگر موضوعات کتاب عبارت است از نبوت و امامت، سیره امام رضا علیه السلام، احادیث اعتقادی، اخلاقی، سبک زندگی، کرامات حضرت، آداب زیارت و ... .

«جای خالی او»

«جای خالی او»

پدیدآور: نادر ابراهیمی

ناشر: سوره مهر

تعداد صفحات: ۳۲

این کتاب، داستان کوتاهی درباره حوادث و رویدادهای‏ انقلاب اسلامی و نقش نوجوانان در این انقلاب است. شخصیت اصلی داستان «منصور» نوجوان سیزده ساله‏ ای است که‏ مسئولین مدرسه او را به مراسمی که برای شاه به‏ مناسبت‏های مختلف ترتیب داده می‌شد، می‌بردند و او هر بار که از این مراسم‌‏ خسته و ناراحت باز می‌گشت به روزی فکر می‏‌کرد که‏ بتواند این همه زور و ستم را تلافی کند.

با شروع جرقه‌های آغازین انقلاب، این فرصت برای او پیش می‏‌آید و او همراه با دوستان دیگرش به صف مبارزان انقلابی می‏‌پیوندد. انقلاب به او اجازه داد تا حرف بزند و فکرش را بگوید. در تظاهرات ۱۷ شهریور، او خودش را به صف اول مبارزات می‌رساند. روی تانک، جواد پسر همسایه را می‌بیند و به خیال اینکه جواد او را شناخته، برایش دست تکان می‌دهد، اما پسرِ مسلسل به دست، به سمت او شلیک می‌کند و منصور پیش از اینکه فرصت کند فریاد خشمش نسبت به شاه را به جواد بفهماند، به شهادت می‌رسد.

«زندگی به سبک جهادی در بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای (مدظلّه العالی)»

«زندگی به سبک جهادی در بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای (مدظلّه العالی)»

پدیدآور:‌ محمد تاجیک‌رستمی

ناشر: مؤسسه شهید کاظمی

تعداد صفحات: ۳۱۹

کدام جَهد جهاد است؟ شاخصه‌های مجاهد چیست؟ آیا فقط جهاد در میدان جنگ، یکی از پایه‌های ایمان است؟ چه کسی توفیق جهاد پیدا نمی‌کند؟ زمینه‌های جهاد چگونه شناسایی می‌شود؟ مقصود از فرهنگ و روحیه جهادی چیست (بایسته‌های آن کدام است و از چه چیزهایی پیراسته است؟) عامل اصلی عقب‌نشینی دشمن چیست؟ چه چیز جهاد را از بین می‌برد؟ مفاهیمی نظیر ایثار، ایمان و اخلاص و روحیه حسینی در جهاد چه جایگاهی دارند؟ در جایی که فرهنگ مادی حاکم است چگونه می‌توان جهادی عمل کرد؟ مهم‌ترین موانع تحقق جهاد و فرهنگ جهادی چیست؟ اهمیت و بایسته‌های جهاد علمی کدام است؟ مهم‌ترین نقش‌ها و وظایف حوزه و دانشگاه در تحقق فرهنگ جهادی کدام است؟ چه رابطه‌ای میان جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی وجود دارد؟ زنان چه نقشی در جهاد ایفا می‌کنند؟

این‌ها بخشی از پرسش‌هایی است که کتاب «زندگی به سبک جهادی» به آن‌ها پاسخ گفته است. کتابی که شرحی مزجی بر فرمایشات رهبر معظّم انقلاب حفظه الله در رابطه با جهاد و زندگی جهادی است. مؤلف با استفاده از بیانات معظّم له (از آغاز انقلاب تا سال ۹۳)، در شش فصل به بازشناسی تعریف جهاد در حوزه‌هایی نظیر خانواده، دانشگاه، حوزه‌های علمیه، اقتصاد و... پرداخته است.

منابع طرح کتابخوان ماه ویژه آبان ۱۴۰۰ معرفی شد

منابع طرح کتابخوان ماه ویژه آبان ۱۴۰۰ معرفی شد

کتابخوان ماه آبان

منابع طرح کتاب خوان ماه ویژه آبان ۱۴۰۰ با ارائه ۵ عنوان کتاب «زندگی به سبک جهادی در بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی»، «چشمه‌های بهشت»، «جای خالی او»، «این خانه پر از نام محمد است» و «۱۰ قصه از امام زمان (عج)» معرفی شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، منابع طرح کتاب خوان ماه ویژه آبان ۱۴۰۰ با هدف تبیین منویات رهبر معظّم انقلاب برای ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه، دسترسی همگانی به کتاب، لزوم معرفی کتاب‌های مفید برای پرورش فکری آحاد مختلف مردم جامعه و همچنین ارتقای فضایل اخلاقی و فرهنگ عمومی از طریق مطالعه کتاب‌های مفید و فاخر، در سطح کشور معرفی شد.

«زندگی به سبک جهادی در بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای (مدظلّه العالی)» اثر محمد تاجیک رستمی، «چشمه‌های بهشت: گزیده عیون اخبار الرضا علیه‌السلام» اثر محمدهادی زاهدی، «جای خالی او» اثر نادر ابراهیمی، «این خانه پر از نام محمد است» اثر معصومه کریمی، صدیقه ملازینعلی و معصومه دهنوی و «۱۰ قصه از امام زمان (عج)» اثر فریبا کلهر منابع معرفی شده در کتاب‌خوان ماه آبان سال ۱۴۰۰ است.

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸

حافظ » غزلیات »

غزل شمارهٔ ۸

 

ساقیا برخیز و در ده جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز بر

بر کشم این دلق ازرق فام را

گر چه بدنامیست نزد عاقلان

ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

باده در دِه چند از این باد غرور

خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینهٔ نالان من

سوخت این افسردگان خام را

محرم راز دل شیدای خود

کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره برد آرام را

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

هر که دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹

حافظ شیرازی

حافظ » غزلیات »

غزل شمارهٔ ۱۹

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق‌کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

ما کجاییم و ملامت‌گر بی‌کار کجاست

باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش

کاین دل غم‌زده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت

شهریار

شهریار » گزیدهٔ غزلیات »

غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت

 

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما

چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی

حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت

تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من

به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی

بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت

شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل

میان گریه می گفتم که کو ای ملک سلطانت

چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو

به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت

به گردنبند لعلی داشتی چون چشم من خونین

نباشد خون مظلومان؟ که می گیرد گریبانت

دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست

امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت

به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق میورزند

نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا

شهریار » گزیدهٔ غزلیات »

غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

غزل شمارهٔ ۲۲

جلال الدین محمد مولوی

مولانا » دیوان شمس » غزلیات »

غزل شمارهٔ ۲۲

 

چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها

تا برکنم از آینه هر منکری من زنگ‌ها

بر مرکب عشق تو دل می‌راند و این مرکبش

در هر قدم می‌بگذرد زان سوی جان فرسنگ‌ها

بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی

تا بر سر سنگین دلان از عرش بارد سنگ‌ها

با این چنین تابانیت دانی چرا منکر شدند

کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگ‌ها

گر نی که کورندی چنین آخر بدیدندی چنان

آن سو هزاران جان ز مه چون اختران آونگ‌ها

چون از نشاط نور تو کوران همی بینا شوند

تا از خوشی راه تو رهوار گردد لنگ‌ها

اما چو اندر راه تو ناگاه بیخود می‌شود

هر عقل زیرا رسته شد در سبزه زارت بنگ‌ها

زین رو همی‌بینم کسان نالان چو نی وز دل تهی

زین رو دو صد سرو روان خم شد ز غم چون چنگ‌ها

زین رو هزاران کاروان بشکسته شد از ره روان

زین ره بسی کشتی پر بشکسته شد بر گنگ‌ها

اشکستگان را جان‌ها بستست بر اومید تو

تا دانش بی‌حد تو پیدا کند فرهنگ‌ها

تا قهر را برهم زند آن لطف اندر لطف تو

تا صلح گیرد هر طرف تا محو گردد جنگ‌ها

تا جستنی نوعی دگر ره رفتنی طرزی دگر

پیدا شود در هر جگر در سلسله آهنگ‌ها

وز دعوت جذب خوشی آن شمس تبریزی شود

هر ذره انگیزنده‌ای هر موی چون سرهنگ‌ها