ايراد نطق تاريخي آيةاللَّه العظمی امام «خامنه ای» رييس جمهور وقت ايران در سازمان ملل (1366 ش)
حضرت آيت اللَّه خامنه اي رييس وقت جمهوري اسلامي ايران با شركت در چهل و دومين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد نطق تاريخي خود را بيان كردند. ايشان در سخنراني خود، ديدگاههاي جمهوري اسلامي ايران را درباره مسائل مختلف بيان و از عملكرد خيانت آميز دولت آمريكا در قبال ملت مسلمان ايران در نيم قرن گذشته، به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، شديداً انتقاد نمودند. همچنين ايشان به تشريح علل و اهداف رژيم عراق براي آغاز جنگ و جنايات بيشمار اين رژيم و نظاميان آن بر ضد مردم مسلمان، مظلوم و بي دفاع ايران پرداختند. اين سخنان در حالي صورت ميگرفت كه مدتي قبل از آن، قطعنامه 598 شوراي امنيت به تصويب رسيده و عراق نيز در نهايت ضعف و درماندگي، آن را پذيرفته بود. از اين رو، نطق تاريخي آيت اللَّه خامنه اي در سازمان ملل، نقش مهمي در خنثي كردن تبليغات سوء دشمنان عليه جمهوري اسلامي و روشن ساختن افكار عمومي جهان داشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:41 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
برپايي همايش سران كشورهاي اسلامي در مراكش (1348 ش)
در همايش سران كشورهاي اسلامي، موضوع آتش گرفتن مسجد الاقصي بررسي شد. نخستين سخنران جلسه، شاه ايران بود كه به پيشنهاد او، حسن پادشاه مراكش، به رياست همايش انتخاب گرديد. در اين همايش، طرفداران مبارزه سياسي بر ضد اسراييل، توانستند كشورهايي مانند مصر به رهبري عبدالناصر و سوريه به رهبري حافظ اسد را كه به اقدامات عملي بر ضد رژيم صهيونيستي معتقد بودند، منزوي سازند. هرچند پس از آتش سوزي مسجدالاقصي در مرداد ماه 1348 اعتراضات شديدي در سطح جهان روي داد، ولي سران كشورهاي اسلامي، هيچ گاه نتوانستند براي رهايي قدس و نجات مردم مظلوم فلسطين، اقدام مؤثري انجام دهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:40 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
حمله رژيم بعث عراق به جمهوري اسلامي ايران و آغاز جنگ تحميلي هشت ساله (1359 ش)
در بعد از ظهر 31 شهريور 1359 رژيم بعثي عراق پس از بيست ماه مقدمه چيني، مرزهاي ايران اسلامي را مورد تجاوز قرار داد. در اين روز، سه فروند ميگ 23 عراق، فرودگاه بين المللي مهرآباد تهران را مورد حمله قرار دادند و بدين ترتيب، جنگ و تجاوز عراق عليه ايران به اشاره و حمايت آمريكا و دولتهاي غربي آغاز شد. هرچند عراق تا قبل از 31 شهريور، با 736 مورد تجاوز به حريم جمهوري اسلامي ايران، خوي توسعه طلبانه خود را آشكار كرده بود. همزمان با تهران، فرودگاههاي نظامي و بين المللي تبريز، شيراز، همدان، دزفول و اصفهان نيز مورد حمله هواپيماهاي دشمن قرار گرفت. در آن زمان، طه ياسين رمضان در مجله "الثوره" ارگان حزب بعث عراق اعتراف نمود كه: "هدف از جنگ، مسأله چند صد كيلومتر زمين نيست، بلكه هدف، سرنگوني و انهدام جمهوري اسلامي ايران است". جنگ تجاوزگرانه رژيم بعثي عراق عليه ايران نزديك به هشت سال ادامه يافت و سرانجام در روز 29 مرداد 1367 شمسي بدون آن كه رژيم عراق به اهدافش رسيده باشد، آتشبس رسمي بين ايران و عراق برقرار گرديد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:40 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
31 شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است. دوران هشت سال دفاع مشروع امت سلحشور ايران در حفظ و اعتلاي نظام مقدس اسلامي و حراست از مرزهاي عزّت و شرف اين مرز و بوم، به مثابه يكي از حساسترين و بارزترين برهه هاي حيات راستين اين ملت، همچون نگيني تابناك، تا هميشه زمان، بر تارَكِ تاريخ حماسه و ايثار و پايداري آزادگان جهان ميدرخشد. دفاع امت اسلامي ايران در برابر تجاوز همه جانبه دشمنان اسلام، در تاريخ افتخارآفريني مبارزات حق طلبانه يك ملت سترگ، فروزان خواهد بود. پايداري ايران اسلامي كه برخاسته از روح وحدت و ايمان بود، در سايه هدايتهاي رهبر انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (ره) شكل گرفت و باعث احياي يك مكتب سازنده و نهضتهاي آرمانگرا و ايدئولوژي جهانگير شد. دفاع مقدس ما در زمينه هاي مختلف سياسي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و... توانست معادلات جهاني معمول را بر هم زَنَد و تحليلهاي مادي دنياپرستان را نقش بر آب سازد. اين حادثه عظيم، بيشك در ياد ملت بزرگ ايران خواهد ماند و غرور و سرافرازي و حماسه آفريني را در نسلهاي بعد بر جاي خواهد گذاشت. جنگ تحميلي عراق عليه ايران 2887 روز به طول انجاميد كه طي آن هزار روز نبرد فعال صورت گرفت كه 793 روز حمله از سوي رزمندگان اسلام بود و 207 روز از سوي ارتش متجاوز بعثي. در طول جنگ شمار 381 هزار و 680 نفر از نيروهاي دشمن كشته و يا زخمي شدند و 72 هزار نفر به اسارت نيروهاي اسلام درآمدند. در اين هشت سال 371 فروند هواپيما و 82 فروند بالگرد دشمن منهدم شد. 1700 دستگاه تانك و نفربر، 480 قبضه توپ و سه هزار و 363 دستگاه خودرو نظامي به غنيمت ايران درآمد و پنج هزار و 758 دستگاه تانك و نفربر، 532 قبضه توپ و پنج هزار و 152 دستگاه خودرو نظامي دشمن منهدم گرديد. مقاومت رزمندگان اسلام سبب شد تا ذخاير ارزي عراق كه در ابتداي جنگ، حدود سي ميليارد دلار بود، پس از شكست در عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پايان جنگ، اين كشور بيش از هفتاد ميليارد دلار بدهي داشته باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:38 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
27 شهریور؛ روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
مهمترین اثر استاد شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی بهشمار میرود و شاعر در آن از اصالت و زیباییهای روستا یاد کردهاست. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است.
روز شعر و ادب پارسی
روز بيست و هفتم شهريور ماه، سالروز درگذشت شهريار، شاعر ايراني، با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، روز ملي شعر و ادب پارسی، ناميده شده است.
شعر و ادبيات فارسي
در فرهنگ ما، زندگی با شعر آغاز و با شعر بدرقه می شود. کودک در گاهواره، لالایی می شنود و از همان آغاز به شعر اُنس می گیرد و پس از مرگ نیز، آرایه مزارش، شعری است که برایش می سرایند و چه بسا خود پیش از مرگ برای خویش شعری می سُراید. این آمیختگی ما با شعر و تأثیری که شعر بر فرهنگ و روحیات و رفتار ما می گذارد، ضرورت پرداختن به آن و ضرورت پاسداری از حریم این عنصر اعجاز آفرین را بیشتر روشن می سازد.
زبان و ادبيات فارسي به عنوان دومين زبان جهان اسلام و زبان حوزه فرهنگ و تمدن ايراني، با هزاران آثار گران سنگ در زمينه هاي مختلف ادبي، عرفاني، فلسفي، كلامي، تاريخي، هنري و مذهبي همواره مورد توجه و اعتقاد ايرانيان و مردمان سرزمينهاي دور و نزديك بوده است. عليرغم حوادث و رويدادهاي پر تب و تاب و گاه ناخوشايند، باز هم اين زبان شيرين و دلنشين در دورترين نقاط جهان امروزه حضور و نفوذ دارد.
شهریار در سرودن انواع شعر فارسی-مانند غزل، قصیده، مثنوی تبحر داشتهاست
اين حضور و نفوذ حكايت از آن دارد كه در ژرفاي زبان و ادب فارسي آنقدر معاني بلند و مضامين دلنشين علمي، ادبي، اخلاقي و انساني وجود دارد، كه هر انسان سليم الطبعي با اطلاع و آگاهي از آنها، خود بخود به فارسي و ذخاير مندرج در آن دل مي سپرد. اگر چنین نبود، ترجمه و تأليف هزاران كتاب و مقاله از سوي خارجيان درباره آثار جاودان و جهاني ادب فارسي مانند؛ شاهنامه فردوسي، خمسه حكيم نظام گنجوي، گلستان و بوستان شيخ اجل، مثنوي مولانا جلال الدين بلخي، غزليات خواجه حافظ شيرازي و رباعيات حكيم عمر خيٌام چهره نمي بست و هزاران ايرانشناس و ايران دوست غير ايراني دل و عمر بر سر شناخت، فهم، تفسير و ترجمه اين آثار ارزنده در نمي باختند.
نگاهی کوتاه به زندگینامه استاد شهریار
سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵ - درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبانهای ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است. پدرش «حاج میرآقا بهجت تبریزی» نام داشت که در تبریز وکیل بود. شهریار دوران کودکی را -به علت شیوع بیماری در شهر- در روستاهای قایش قورشاق و خشگناب بستانآباد سپری نمود. پس از پایان سیکل (راهنمایی) در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری بهعلت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر ترک تحصیل کرد.
پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. او در سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمد و با یکی از بستگان خود بهنام «عزیزه عبدخالقی» ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- بود.
شهریار و دنیای هنر شهریار به تمامی هنرها، به ویژه شعر، موسیقی و خوشنویسی علاقه داشت. او نسخ، نستعلیق و خط تحریری را خوب می نوشت و قرآن را با خط خوش کتابت می کرد. در جوانی، سه تار را به نیکویی تمام می نواخت، ولی پس از مدتی در پی تحولاتی درونی، برای همیشه آن را کنار گذاشت.
مهمترین اثر استاد شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است
ویژگی شعر شهریار بیان لطیف، ساده، روان و جذابیت کلام، ویژگی های شعر شهریار است. البته گاه در کنار بیان لطیف و ادیبانه، دیده می شود شاعر با شجاعت، پروایی از کاربرد اصطلاحات عامیانه ندارد و تصاویر زیبای کلامی را با جملات محاوره ای در می آمیزد و از اینکه ادیبان، سطح شعرش را نازل بپندارند نمی هراسد. این تلفیق شاعرانه، از ویژگی های شعر شهریار است. شهریار معتقد به تحول و تجدید حیات در شعر ادبی بود و آثار این نوگرایی در بیشتر اشعارش دیده می شود. او از کاربرد مضامین نو، پروایی نداشت و در این زمینه، نوآوری های فراوانی دارد.
شهریار در سرودن انواع گونههای شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشتهاست. اما بیشتر از دیگر گونهها در غزل شهره بود و از جمله غزلهای معروف او میتوان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابیطالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشتهاست.
شعر در خدمت دین شهریار، شعر را هنرمندانه به خدمت گرفته بود تا مذهب، ملت و میهن خود را به جهانیان معرفی کند. شعر او، گاه خواننده را به شعرهای دور و دراز می برد، به آسمان های عرفان و انسانیت کامل، پرواز می دهد و عالم هایی بالاتر از این عالم ظاهری را که خود درک کرده است به او نشان می دهد. گاه نیز خواننده را دگرگون می کند و او را وا می دارد بی اختیار به روزگار حسرت خود، به ناپایداری روزگار، آرزوهای محال، فرصت های از دست رفته و بر آن گذشته ای که باز آمدنی نیست اشک بریزد و همه گذشته تلخ و شیرین خود را در آن ببیند. در واقع، هر یک از شعرهای شهریار، پرده ای از سوز و سازها و افت و خیزهای زندگی او را نشان می دهد و از وطن، اجتماع و تاریخ سخن می گوید.
شهریار و پرواز تا بی نهایت روح پاک شهریار، این شاعر آزاده، در بامداد 27 شهریور 1367، به سوی بارگاه پروردگارش پر کشید. جسم خسته و نحیف او، با احترامی کم نظیر، بنابر وصیتش در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد که مدفن بسیاری از شاعران و هنرمندان آن دیار است. اما بدون شک، شعرهای او و آهنگ صدای گیرایش که همراه با موضوعات تغییر می کرد و شنونده را کاملاً دگرگون می ساخت و قیافه آرام او، همچنان در خاطر همه مردم این مرز و بوم، زنده و جاوید خواهد ماند.
گردآوری : بخش فرهنگ و هنر بیتوته
منابع :
fa.wikipedia.org
iec-md.org
hawzah.net
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:37 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
بانى ورود نخستين دوربين فيلمبردارى و نمايش فيلم به ایران، در سال 1279 شمسی برابر با 1900 میلادی مظفرالدينشاه بوده است و نخستين فيلمبردار ايرانى نيز ابراهيم خان عکاسباشى محسوب مىشود.
نامگذاری روز سینما
در سال 1379 در چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران و همزمان با بزرگداشت صدمین سال ورود سینما به ایران بود که 21 شهریور ماه به عنوان �روز ملی سینما� شناخته شد و هر سال جشن خانه سینما در این روز برگزار می شود و 21 شهریور ماه به عنوان روزی نمادین وارد تقویم شد.
تاریخچه سینما: برادران لومير، در دسامبر ۱۸۹۵ دستگاهى را به راه انداختند که سينماتوگراف نام داشت. اين دستگاه پيچيده عکسهاى متحرک را نشان مىداد. لومىير با چرخاندن دستک آن عکسهاى متحرک را روى پردهاى سفيد به نمايش مىگذاشتند. آنها پس از استقبال پاريسىها از سينماتوگراف، نمايندگانى به کشورهاى مختلف فرستادند تا مردم آن کشورها را با اين دستگاه آشنا کنند. اما ايران دورهٔ قاجار يکى از اين کشورها نبود.
برادران لومير
تاربخچه ورود سینما به ایران
مظفرالدینشاه در فروردین سال ۱۲۷۹ از تهران به مقصد اروپا حرکت کرد. در این سفر بود که با سینما آشنا شد. در سفرنامه مبارکه مظفرالدینشاه آمده است که شاه روز یکشنبه هفدهم تیر ۱۲۷۹ به اتفاق میرزا ابراهیم خان عکاسباشى به تماشاى دستگاه سینموفتوگراف و لانترن ماژیک رفته است. این حادثه پنج سال پس از رواج اختراع برادران لومیر در پاریس رخ داد؛ (شاه این دوربین را اشتباهاً سینموفتوگراف مىنامید.
در هفته بعد، مظفرالدينشاه مجدداً به ديوار سينما رفت. حدود يک ماه پس از اولين ديدار مظفرالدينشاه با سينما، در سهشنبه ۲۳ مرداد ۱۲۷۹ در شهر اوستاند در ساحل دريا در بلژيک، جشن روز عيد گل برگزار شد و ميرزا ابراهيمخان عکاسباشى مشغول عکس سينموفتوگرافاندازى از شاه شد. به اين ترتيب بانى ورود نخستين دوربين فيلمبردارى و نمايش فيلم، مظفرالدينشاه است و نخستين فيلمبردار ايرانى نيز ابراهيم خان عکاسباشى محسوب مىشود.
نخستين مدرسه سينمايى و فيلمبردارى در ايران اوانس اوگانيانس، مهاجرى ارمنى / روس بود، که پس از اتمام تحصيلاتش در رشته سينما به ايران آمد. اوگانياسن با فکر تأسيس مدرسه سينمايى و سپس توليد فيلم را به مرحله عمل در آورد. پس از درج اعلان براى نخستين دوره مدرسه، نتيجهاى ببار نيامد و با اعلانهاى بعدي، افتتاح مدرسه هنرپيشگى در ۲۰ ارديبهشت ۱۳۰۹ روى داد و سيصد نفر نامنويسى کردند. اما اين دوره را فقط ۱۲ نفر بهپايان رساندند.
سرانجام دوره دوم نيز پس از چاپ اعلان در جرايد برگزار شد؛ در دوره دوم دروس مختلفى شامل فيلمبرداري، بازيگري، ورزش، موسيقي، رقص، ژيمناستيک، تاريخ لباس و ... تدريس مىشد. اوگانيانس نتوانست دوره سوم را برگزار نمايد. در سال ۱۳۱۷ به هند رفت تا کار سپنتا را ادامه دهد ولى درگير مسائل سياسى شد. پس از جنگ جهانى دوم به ايران بازگشت و نام خود را پس از گرويدن به اسلام رضا مژده ناميد. بعد از آن نيز چند بار تلاش کرد تا با سينما ارتباط برقرار کند ولى توفيقى نيافت.
عبدالحسين سپنتا و اولين تجربه در سينماى ايران -دختر لُر عبدالحسين سپنتا متولد ۱۲۸۶ تهران بود. وى در مدرسه سنلوئى و مدرسه زرتشتيان تهران و نيز در اصفهان و کالج امريکايى تحصيل کرد و علاقه زيادى به تاريخ و ادبيات ايران باستان داشت. سپنتا سفرهايى به هند داشت و آثارى را منتشر نمود. در سال ۱۳۰۷ اولين روزنامهاش را با نام دورنماى ايران منتشر کرد. وى پس از سفر به ايران مجدداً به هند رفت.
آشنايى وى با سينما بهطور تصادفى و از طريق اردشير ايرانى صورت گرفت. پس از مطالعه در اين زمينه بصورت تئوري، سناريو با نظر فنى اردشير ايرانى نوشته شد. مشکل اساسى اين دو در تهيه فيلم، انتخاب بازيگران بود که مىبايست با زبان فارسى آشنايى مىداشتند. پس از جستجوى بسيار، سرانجام همسر يکى از کارمندان استوديو بنام روحانگير جهت ايفاى نقش دختر لُر برگزيده شد. نقشهاى بعدى را هادى شيرازى و سهراب پورى ايفا مىکردند و نقشهاى فرعى را خود سپنتا با تغيير صدا و لحن صحبت مىکرد.
پس از هفت ماه کار مداوم، نخستين فيلم ايرانى ناطق موجوديت يافت. از اين فيلم بعدها بنام جعفر و گلنار ياد مىشد. نقش اساسى در تهيه اين فيلم، به سپنتا تعلق داشت، گرچه ساخته اردشير ايرانى ذکر شد و در واقع کارگردانى هنرى با سپنتا و کارگردانى فنى با اردشير ايرانى بود. فيلم دختر لُر در مهر ۱۳۱۲ آماده نمايش شد و در ۳۰ آبان ۱۳۱۲ نمايش فيلم در سينما ماياک در خيابان لالهزار آغاز شد و با استقبال بىسابقهاى روبرو شد و پس از ۳۷ روز نمايش، موفقيت بىنظيرى کسب کرد.
سپس از دى ماه به مدت ۱۲۰ روز در سينما سپه اکران شد و حتى سال بعد يک ماه در سينما ماياک و ۵۰ روز در سينما سپه نمايش مجدد يافت. و نمايش سومى نيز در سينما سپه داشت. توفيق دختر لُر فيلمهاى صامت را از رونق انداخت.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:35 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
آیتالله سیدمحمود طالقانی، اولین امام جمعه تهران و روحانی مبارز و نواندیشی که در شکلگیری انقلاب اسلامی سهم مهمی بر عهده داشت روز نوزدهم شهریور سال ۱۳۵۸ درگذشت.
به گزارش ایمنا آیت الله طالقانی چند ماه پس از پیروزی انقلاب ایران درگذشت و در مراسم تشییع پیکرش صدها هزار نفر گرد هم آمدند و از همه گروهها و دستههای سیاسی ابراز همدردی کردند.
زندگینامه آیت الله طالقانی
سید محمود علایی طالقانی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با روز یکشنبه ۴ ربیعالاول ۱۳۲۹ قمری) در خانوادهای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد طالقان در استان البرز متولد شد. پدرش ابوالحسن علایی طالقانی نخستین استاد وی بود. وی دوران کودکی خود را در زادگاهش سپری کرد تا اینکه هنگامی که هفت ساله بود، پدرش به تهران مهاجرت کرد و در خانهای کوچک در محله قنات آباد ساکن شد. محمود طالقانی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ملارضا در میدان امین السلطان آغاز کرد و مبانی صرف و نحو و علوم دینی را نزد پدرش سید ابوالحسن طالقانی آموخت. پس از آن در مدارس رضویه و فیضیه قم تا سال ۱۳۱۷ تحصیل را تا درجه اجتهاد ادامه داد.
او در مدرسه فیضیه و رضویه قم نزد مدرسین حوزه علمیه قم مانند مرعشی نجفی، محمد تقی اشراقی و میرزا خلیل کمرهای تعلیم یافت. سپس در سال ۱۳۱۰ مخفیانه به نجف رفت و در درس سید ابوالحسن اصفهانی و محمدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) شرکت و از اصفهانی موفق به اجازهنامه اجتهاد شد. آیت الله سپس به تهران برگشت و دروس خود را در مدرسه فیضیه ادامه داد. وی از عبدالکریم حائری یزدی اجازهنامه اجتهاد و از شمسالدین محمود مرعشی و سید حسین طباطبایی قمی اجازه نقل حدیث دریافت کرد و در سال ۱۳۱۸ برای تدریس در مدرسه سپهسالار راهی تهران شد.
همسر آیت الله طالقانی
آیت الله طالقانی در اسفند سال ۱۳۱۶ با بتول اعلایی فرد ازدواج کرد.
فرزندان آیت الله طالقانی
مریم (بدری)، وحیده، حسین، مهدی، مجتبی، اعظم، ابوالحسن، طیبه، طاهره و محمدرضا طالقانی فرزندان آیت الله محمود طالقانی هستند.
آیت الله طالقانی در زندان
آیتالله طالقانی در سال ۱۳۱۸ با انتشار اطلاعیهای در اعتراض به سیاستهای رضا شاه درباره کشف حجاب فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و نزدیک به چهل سال در این عرصه و در سطوح مختلف سیاسی فعالیت کرد. او به دنبال مبارزات و فعالیتهای سیاسی در سال ۱۳۴۱ همراه با اعضای نهضت آزادی برای مدتی به زندان رفت و بار دیگر در سال ۴۲ پس از قیام ۱۵ خرداد دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شد که البته در سال ۱۳۴۶ به دنبال عفو عمومی آزاد شد. مسجد هدایت در طول سالهای ۴۰ و ۴۱ محل حضور صدها بلکه هزاران نفر از مشتاقان نهضت اسلامی بود، از این رو سخنرانیهای آیتالله طالقانی همواره مورد استقبال مردم و جوانان بود.
تبعید آیت الله طالقانی
بعد از رمضان ۱۳۵۰ خورشیدی در ادامه مبارزاتی که آیت الله طالقانی داشت به مدت ۱۰ سال به زابل تبعید شد که این موضوع اعتراضهای زیادی در پی داشت و عوامل رژیم آن زمان با فشار مردم و علما، رأی صادره را پس از ۶ ماه تقلیل و محل اقامت اجباری وی را از زابل به بافتِ کرمان تغییر دادند و پس از یکسال اقامت در بافت، وی به تهران بازگشت.
امامت جمعه آیت الله طالقانی
آیت الله طالقانی در مرداد سال ۱۳۵۸ از سوی امام خمینی به عنوان امام جمعه تهران منصوب شد و تا قبل از مرگ ۵ نماز جمعه را برگزار کرد.
آثار آیت الله طالقانی
آثار مکتوب سید محمود علایی طالقانی عبارتاند از:
پرتوی از قرآن (۶ جلد تفسیر قرآن. مرگ طالقانی مانع از تکمیل کتاب شد)
حاشیه بر تنبیه الامه و تنزیه المله (مقدمه و توضیحات و ترجمه کتاب تنبیهالامه و تنزیهالمله)
اسلام و مالکیت (دربارهٔ مسائل اقتصادی)
به سوی خدا میرویم (دربارهٔ سفر حج)
ترجمه و توضیح بخشی از نهجالبلاغه
همچنین متن سخنرانیها و خطبههای نماز و مصاحبههای طالقانی در کتابهای مختلفی منتشر شده از جمله:
از آزادی تا شهادت
روزها و خطبهها
مرگ آیت الله طالقانی
آیتالله طالقانی سرانجام در نخستین ساعات سحرگاه نوزدهم شهریور سال ۱۳۵۸ پس از سالها تلاش خستگیناپذیر، فعالیت سیاسی درگذشت و در میان اندوه هزاران نفر از مردم تهران تشییع و به دیدار معبودش شتافت.
محمد اسفندیاری با وصف آخرین شب حیات این روحانی مینویسد: «[سید محمود] طالقانی در شامگاه هجدهم شهریور ۱۳۵۸ با سفیر شوروی در ایران ملاقات داشت. این ملاقات در خانهای بود که علی گلزاده غفوری و محمد مجتهد شبستری در آن حضور داشتند، تا ساعت ۲۴ طول کشید. پس از آن، شام را صرف کرد و به بستر رفت. اندکی بعد از جا برخاست و از ناحیه قفسه سینه اظهار درد کرد. با داروی خانگی آرام گرفت و دیگر بار به بستر رفت، اما دیگر بلند نشد. به سراغ پزشک رفتند و او هنگامی بر بستر بیمار حاضر شد که روحش پر کشیده بود. عقربه ساعت نشان میداد که ۴۵ دقیقه از ساعت یک بامداد گذشته است و تقویم زمان نشان میداد که دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ برابر با ۱۸ شوال ۱۳۹۹ و برابر با ۱۰ سپتامبر ۱۹۷۹ است. از عمر او ۶۸ سال و شش ماه و چند روز گذشته بود.»
در بخشی از نوشتههای جنجالبرانگیز ولادیمیر کوزیچکین، مأمور سازمان اطلاعات و جاسوسی شوروی در ایران طی سالهای ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۲ آمده است: «.. ملاقات با سفیر شوروی هنگام صبح صورت گرفت. پس از خاتمه ملاقات، طالقانی مانند معمول سرخوش بود. ولی شب هنگام پس از صرف شام ناگهان حالش به هم خورد. نگهبانان شخصیاش به سوی تلفن هجوم بردند تا به دکتر خبر بدهند، ولی خط قطع بود. کوشیدند به او آب بخورانند، ولی جریان آب هم قطع شده بود. پیرمرد شانسی نداشت. مخالفانش همه چیز را تا آخرین جزئیات حساب کرده بودند.»
مجتبی طالقانی فرزند آیتالله طالقانی در گفتوگویی ادعای مشکوک بودن مرگ پدرش را مطرح کرده است. مجتبی طالقانی سه واقعه را در روزهای پیش از مرگ پدرش مشکوک میداند. نخست اینکه نامه قدیمی او به پدرش درباره مواضع سازمان مجاهدین خلق در تیراژ وسیع پخش شد، دوم اینکه چند روز پیش از درگذشت آیتالله، گروهی ناشناس به منزل خلیل رضایی از نزدیکان آیتالله طالقانی دستبرد زدند و گویا به دنبال اسنادی میگشتند. به گفته مجتبی طالقانی مورد سوم این بود که آنها پس از مرگ آیتالله متوجه میشوند چمدانی حاوی اسناد که تنها خود آیتالله طالقانی کلید آن را داشت، مفقود شده است.
محمد مدیر شانهچی رئیس دفتر آیتالله هم از جمله کسانی بود که در تابستان ۱۳۷۳ هنگامی که در پاریس زندگی میکرد، در گفتوگویی مرگ آیتالله را مشکوک دانست.
امام خمینی (ره) در پیام خود درباره وی فرمودند: «مجاهد عظیمالشأن و برادر بسیار عزیز حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای طالقانی از بین ما رفت و به ابدیت پیوست و به ملأ اعلا با اجداد گرامش محشور شد. برای آن بزرگوار سعادت و راحت و برای ما و امت ما تأسف و تأثر و اندوه.»
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:27 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
قیام 17 شهریور حادثه تظاهرات 17 شهریور که به جمعه سیاه معروف شد، به واقعه کشتار تظاهرکنندگان در محلات فقیر نشین جنوب تهران و همچنین میدان ژاله، توسط نیروهای نظامی ارتش شاهنشاهی گفته میشود که در هفدهم شهریور 1357 و در جریان ناآرامی هایی که به پیروزی انقلاب ایران در این سال انجامید، رخ داد.
تنها چندروز پس از واقعه آتشسوزی سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357، دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی روی کار آمدهبود، مجبور به استعفا گردید و در روز 4 شهریور، محمدرضا پهلوی از جعفر شریف امامی که فرزند روحانی و رئیس مجلس سنا بود و به برخی مخالفتها با دولت هویدا مشهور بود، دستور داد تا دولتی با شعار آشتی ملی تشکیل دهد.
دعوت کننده اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانیای به نام علامه یحیی نوری بود
اندکی بعد و در روز سیزدهم شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپههای قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضدّ حکومت شاهنشاهی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامیهای دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور به وقوع پیوست.
دعوت کننده اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانیای به نام علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی بود که به صورت انفرادی عمل مینمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود. از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند. غافل از آنکه از ساعت 6 صبح، حکومت نظامی توسط فرماندار تهران ارتشبد غلامعلی اویسی اعلام و درحال اجرابود و اجتماع بیش از سه نفرهم ممنوع بود. اعلام دیرهنگام حکومت نظامی (ساعت 6 صبح همانروز) از دلایل شلوغی این تظاهرات بود. فرماندهان نظامی ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که متفرق شوند و وقتی با بیتفاوتی مردم روبهرو شدند، به سوی آنان آتش گشودند. گلولهباران توسّط نظامیان، برای چند دقیقه بیشتر به طول نینجامید.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:23 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
امروز 13 سنبله مصادف با 4 سپتامبر، سالروز ولادت دانشمند شهیر ایرانی، ابوریجان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی است.
ابوریحان بیرونی
امروز 13 سنبله مصادف با 4 سپتامبر، سالروز ولادت دانشمند شهیر ایرانی، ابوریجان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی است. دانشمندی که علم و تحصص گسترده او نه تنها درجهان اسلام، بلکه در سراسر گیتی کم نظیر است. پرفسور ادوارد زاخائو (Eduard Sachau) دانشمند نامور آلمانی، در وصف این دانشمند بزرگ می گوید: "ابوریحان بیرونی بزرگترین خردمند متفکری است که تاریخ او را می شناسد."
ابوریحان بیرونی در سوم ذیحجه سال 362 هجری قمری برابر با 4 سپتامبر سال 933 میلادی پابه عرصه حیات گذاشت. او مانند همه دانشمندان بزرگ جهان اسلام، تحصیلات خود را از یادگیری قرآن شروع کرد. اصولا همه دانش پژوهان کشورهای اسلامی تحصیلات اولیه خود را با یادگیری قرآن وخط شروع می کردند و به دنبال آن، مقدمات ادبیات و علوم را فرا می گرفتند. پس از یاد گیری مقدمات، تحصیلات دقیق و عمیق خود را در رشته مورد علاقه خود آغاز می کردند، که سالیان درازی به طول می انجامید.
نکته جالب در مورد دانشمندان قدیم این است که علاقه و توجه به یک رشته، آنان را از سایر رشته ها برکنار نمی کرد. از همین روست که اکثر دانشمندان بزرگ اسلام، تالیفات متعددی در رشته های گوناگون علوم و ادبیات دارند. ابوریحان بیرونی نیز یکی از همین دانشمندان بزرگ است.
ابوریحان در ریاضیات ونجوم و هیئت، پیشوای زمانه خود است. در تاریخ و جغرافیا هم پایه محققان طراز اول این رشته هاست و در پزشکی وعلوم طبیعی و سنگ شناسی سرآمد دانشمندان دوران خویش است. همچنین در ادبیات و فلسفه نیز از جمله صاحب نظران بوده است. اما آنچه او را دانشمندی منحصر به فرد می کند، اهمیت قابل توجه او در روش علمی، تحقیقی و تجربی دقیقی است که به کار می گرفته است. او بدون وسایل کارآمد امروزی به نتایجی دست یافته که امروز نیز جز بهترین نتایح حاصله از تحقیقات دانشمندان دنیای قدیم بشمار می آید.
آثار ابوریحان بیرونی بسیار متعدد و متنوع است. وسعت اطلاعات وهمچنین تسلط به زبان های مختلف، منابع بیشتری را دراختیار او می گذاشت، همین امر موجب تنوع و تعدد آثار او می باشد. تعداد تالیفات او به 180 عنوان می رسد. ابوریحان بیرونی در رساله ای با عنوان "فهرست"، که در سال 427 هجری نوشت، از 113 کتاب و رساله تالیفی خود نام می برد. جالب است بدانیم که ابوریحان در کلیه آثار خود، از نقل قول و ذکر مثال و آوردن نمونه و یا ساده کردن مطالب علمی به نحوی که از عمق آنها کاسته شود،خودداری می کرده است. از ویژگی های کتاب های او، این است که اثری از عبارات زائد در آنها دیده نمی شود. چرا که بر این عقیده بود که خواننده برای درک مطالب باید اهل کوشش و اجتهاد باشد، ضمن اینکه او عموم آثارش را برای متخصصان و اهل فن نگارش می کرد.
یکی از آثار بی نظیر او کتاب "آثار الباقیه عن القرون الخالیه" است. موضوع اصلی کتاب، گاه شماری و گاه شناسی ملت های باستانی است. اما در ضمن آن، به نکات و مطالب ارزشمندی درباره مسائل نجومی، جشن ها و اعیاد اقوام گوناگون، مراسم فرقه های مذهبی، گزارشی راجع به مدعیان نبوت و مطالبی بدیع در تاریخ ایران و بابل و روم و آثار مقدس دین یهود، زردشتی، مانوی، صائبی، مزدک و ... پرداخته شده است. همچنین در تمام مباحث این کتاب ارزشمند، بحث های ریاضی، محاسبات و اَشکال و جدول ها وارد شده است. "آثار الباقیه" در سال ۳۹۰ تا ۳۹۱ هجری به پایان رسید و جزء نخستین آثار بیرونی است که تقریباً در بیست سالگی او توسط دربار "قابوس بن وشمگیر" پادشاه گرگان گردآوری شد.
این کتاب کم نظیر را نخستین بار پروفسور ادوارد زاخائو در سال 1878با مقدمه ای بسیار عالمانه در آلمان به چاپ رسانید. زاخائو در سال بعد یعنی در سال 1879 این کتاب را به زبان انگلیسی تحت عنوان "chronology of Arcient Nations" ترجمه و منتشر کرد.
ابوریحان برای آشنایی با افکاری که در تمدن های مختلف حاکم بود، از خبر و نقل قول با واسطه پرهیزکرده و خود با فراگرفتن زبان های مورد نیازش از منابعِ اصلی بی واسطه استفاده می کرد. به همین سبب او زبان سریانی، عبری و سانسکریت را فرا گرفت. کتاب بسیار مهم دیگر ابوریحان بیرونی"ماللهند" است.
کتاب ماللهند علاوه برتوضیحات دقیقی که درباره جغرافیای طبیعی و انسانی هند دارد، مسایل فلسفی، قوانین دینی و اجتماعی اهل هند را نیز در برمی گیرد. به عقیده بسیاری از خاورشناسان نامدار، تحقیق ماللهند ابوریحان، نخستین اثر درباره هندشناسی، مردم شناسی و دین شناسی تطبیقی است که همواره به عنوان یکی از مهم ترین مآخذ تاریخ فرهنگ و تمدن هند بهره برداری شده است.
ابوریحان بیرونی برای تکمیل اطلاعات خود درباره هند و مردمان آن، به مطالعه کُتب مختلف هندوان در زمینه های مختلف پرداخت و با اکثر دانشمندان بزرگ و افراد شاخص هند معاشرت و مباحثه و مذاکره کرد. نکته قابل توجه این است که اکثر این بزرگان در بیان اطلاعات حتی به هم کیشان هندی خود نیز بخل می ورزیدند، چرا که دانش را منحصربه خود (هندوان) می دانستند و باقی مردم را نادان و جاهل می پنداشتند. ابوریحان با اصرار و سماجتی که داشت همچون شاگردی در خدمت استاد، با خصوع تمام در مقابل آنان می ایستاد، تا مطلبی از آنان بیاموزد.
کتاب "قانون مسعودی" یکی دیگر از آثار ابوریحان بیرونی است. این کتاب نیز از بهترین کتاب های تمدن اسلامی بشمار می آید. بسیاری از اندیشمندان، این کتاب را گوهر تابانی بر تارک آثار بیرونی خواندهاند. این کتاب نیز به منزله دایره المعارفیِ بزرگ ازعلوم ریاضی و هئیت و نجوم است، و بیرونی در آن کوشیده تا جنبش پیچیدهی سیارهها را بررسی کند. قانون مسعودی، سادهترین و روانترین اثر علمی ابوریحان بیرونی است. ابوریحان این کتاب را به درخواست سلطان مسعود، پسر سلطان محمود غزنوی، در سال 421 هجری تالیف و به او هدیه کرد. در تاریخ نقل شده که سلطان مسعود از دیدن این کتاب چندان به وجد آمد که حجم بسیار زیادی از نقره به عنوان جایزه برای ابوریحان فرستاد. اما ابوریحان آن را به خزانه سلطان مسعود فرستاد وگفت من از آن بی نیازم . عمری در قناعت زندگی کرده ام و ترک عادت نخواهم کرد.
"التفهیم"، تنها کتاب فارسی موجود از ابوریحان بیرونی است. بنا به نقل تاریخی، بیرونی این کتاب را به سال 420 هجری در غزنین به درخواست "ریحانه" دختر حسین خوارزمی، به زبان فارسی تالیف کرد. او در این کتاب تلاش کرده مقدمات علوم ریاضی و نجوم را به زبان سادهای (ساده، نسبت به آثار دیگرش)، بیان کند. مخاطبین او نیز نوجوانانی هستند که با این علوم آشنایی چندانی ندارند. کتاب التفهیم از ۵۳۰ پرسش و پاسخ تشکیل شده و شامل چهار بخش ،هندسه، حساب، نجوم (صورت عالم)، و احکام آن است. ابوریحان یک سال بعد،خود این کتاب را به زبان عربی با نام"التفهیم لاوایل مناعه التنجیم" ترجمه کرد. نسخه عربی این کتاب را رمزی رایت (R. Ramsay Wright) در سال 1934 به زبان انگلیسی ترجمه کرده و به چاپ رسانید. این کتاب در فهرست میراث مستند برنامه حافظه جهانی یونسکو ثبت شده است.
تحقیقات و پژوهش های ابوریحان بیرونی عاری از هرگونه جابنداری و تعصب است. او نسبت به مذهب و ملیت خود هیچ گونه تعصبی نشان نمی داد. گواه این مطالب، وسعت دایره تحقیقات بی طرفانه او نسبت به عقاید و آداب و عادات اجتماعی و دینی ملت های گوناگون است. بر همین اساس نیز توانست درباره مبانی و اصول اعتقادی ادیان مختلف تحقیق کند و به مقایسه ادیان بپردازد. کاری که تا آن زمان هیچ یک از علمای اسلامی به آن توجهی نشان نداده بودند. چرا که مقایسه ادیان تنها از کسانی که برمی آید که اولا از بند تعصبات جاهلانه آزاد باشند، و دیگر با مطالعه وسیع به زبان های مختلف، قدرت کسب اطلاعات گوناگون از اصول و مبانی اعتقادات اقوام گوناگون را داشته باشند. ابوریحان بیرونی هر دو خصوصیت را داشت. البته عدم تعصب و جابنداری ابوریحان در اعتقادات دینی را نباید به منزله عدم اعتقاد مذهبی او محسوب کرد. در اکثر آثار ابوریحان بیرونی اعتقادش به اسلام و پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت گرامی او کاملا آشکار است. در بعضی از تالیفاتش مانند "آثار الباقیه" تمایل وی به تشیع و حقانیت آل رسول به عنوان "پیشوایان هدایت و حق" (ائمه الهدی و الحق) کاملا روشن است.
ابوریحان بیرونی همه عمر خود را به تحصیل و تحقیق ومطالعه و تالیف سپری کرد. در شرح حال او نوشته اند که در تمام ایام سال دست به قلم داشته و چشم از کتاب برنمی داشته است. مداومت در کار و خستگی نایافتن از ادامه تحقیقات و مطالعات و کسب اطلاعات جدید در تمام مراحل عمر تا پایان زندگی از ویژگی های شخصی اوست. یکی از دانشمندان معاصر او (ابوالحسن علی بن عیسی الولوالجی/ درکتاب معجم الادبا) نقل می کند که هنگامی که بیرونی در بستر مرگ افتاده بود به دیدنش رفتم وی درحالی که نفش هایش به سختی از تنگنای سینه اش برمی آمد از من درباره یک مسئله فقهی سوال کرد و گفت یکبار این مساله را برایم شرح داده بودی، دوباره بگوی که چگونه بود. گفتم اکنون چه جای این پرسش است؟ گفت کدام یک از این امر بهتر است بدانم و بمیرم و یا ندانسته؟ من آن مسئله را دوباره شرح دادم و او خوب فرا گرفت. از نزد وی بازگشتم هنوز چند قدمی نرفته بودم که صدای شیون از خانه او بلند شد و فهیمدم به دیار باقی سفرکرد. این اتفاق در روز جمعه، دوم ماه رجب سال 440 هجری قمری رخ داد، و ابوریحان هفتاد و هشتمین سال زندگی خود را طی می کرد.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 9:56 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
امروز 5 سنبله مصادف با 26 اگوست، سالروز ولادت محمد بن زکریای رازی دانشمند، پزشک و شیمیدان بزرگ ایرانی قرن سوم هجری است. بدین مناسبت ویژه برنامه ای تدارک دیده ایم که تقدیم شما می کنیم.
امروز 5 سنبله مصادف با 26 اگوست، سالروز ولادت محمد بن زکریای رازی دانشمند، پزشک و شیمیدان بزرگ ایرانی قرن سوم هجری است. رازی در سال251 هجری قمری مقارن با 865 میلادی، در عصر حکومت سامانیان و در قرون وسطای اروپاییان در شهر ری زاده شد. شهری که تاریخ سکونت در آن به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد برمیگردد. به گفته جرج سارتن (George Sarton) پدر تاریخ علم، رازی بزرگترین پزشک اسلام در قرون وسطی بوده است. ژولیوس روسکا (Julius Ruska)، دانشمند تاریخ علوم، نیز رازی را پدر علم شیمی و بانی مکتب جدیدی در علم دانسته است.
محمد بن زکریای رازی
رازی، هوشی سرشار و حافظهای قوی در فراگیری علوم داشت. او خود در کتاب "شکوک علی جالینوس"(شبهاتی بر جالینوس) می نویسد: "در جوانی علاقه زیادی به تجربه و آزمایش داشتم." همین علاقه زیاد او را به سوی علم کیمیا کشانید، تا ماده ای را کشف کند که با آن فلزات ارزان قیمت را به فلزات گرانبها بویژه طلا تبدیل کند. اما در جریان کار با مواد شیمیایی و نزدیک شدن به آتش، چشم هایش آسیب دید. او برای درمان چشمش به نزد پزشکی رفت. هزینه درمانش چیزی حدود پانصد دینار شد. مبلغی قابل توجه در آن دوران! هنگامیکه حق المعالجه را می پرداخت با خود گفت: کیمیا همین است، نه آنچه تو بدان مشغولی!
پس علم کیمیا را رها کرد و به علم پزشکی پرداخت. او برای رسیدن به هدف خود کوشش زیادی کرد. یکی از همشهریان او نقل می کند که او هیچ گاه از کاغذ و قلم جدا نمی شد و همیشه در حال نوشتن بود. او هنگام مطالعه، چراغ خود را در چراغدانی بر روی دیوار قرار می داد و کتاب خود را بر آن دیوار تکیه می داد، و به خواندن مشغول می شد، تا اگر خوابش برد و کتاب از دستش افتاد، بیدار شود و به مطالعه خود ادامه دهد. (رساله/ ابوریحان بیرونی)
کیمیاگری
رازی برای کسب علوم بیشتر به شهر بغداد سفر کرد. چرا که در بغداد، بیمارستان های مختلفی وجود داشت که در آنان دانشجویان پزشکی می توانستند، علم را به عمل نزدیک سازند. از طرف دیگر دستگاه خلیفه، مبلغ قابل ملاحظه ای برای پزشکان و ملازمان آنان و همچنین تهیه دارو اختصاص داده بود.
رازی دانشمند و پژوهشگری پرکار بود. او در کتاب "سیره فلسفی"، خود را اینگونه وصف می کند: "کوشش و پشتکار من در فراگیری دانش به اندازهای بود که به خط تعویذ (خط ریز) بیش از 20 هزار ورقه چیز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تالیف جامع کبیر(کتاب حاوی) صرف کردم و بر اثر همین کار در نیروی بینایی من سستی پدید آمده و عضله دستم گرفتار سستی شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با این همه، از جست و جوی دانش باز نماندهام و پیوسته به یاری این و آن میخوانم و بر دست ایشان مینویسم."
رازی در کوتاهترین زمان، به شهرت جهانی رسید، به طوری که حُکام و فرمانروایان او را به نزد خود میخواندند. رازی دعوت آنان را می پذیرفت و گاهی نیز رساله و کتابهایی به نام آنها می نوشت. برای نمونه، هنگامی که به درخواست ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی، به زادگاه خود ری بازگشت و ریاست بیمارستان شهر را پذیرفت، کتاب "طب المنصوری"(Liber Almansoris) را به نام او نوشت که یکی از معروف ترین نوشتههای او در اروپا است.
رازی با وجود ارتباط تنگاتنگی که با بزرگان و فرمانروایان داشت، با عموم مردم نیز ارتباط گرم و صمیمی ای داشت. او نسبت به فقرا و بینوایان بسیار مهربان و رئوف بود. ابن ندیم در کتاب الفهرست خود میگوید: "رازی با همه مردم، به ویژه فقرا و بیمارانش مهربان بود. او به عیادت بیماران فقیر خود میرفت و مقرریهای کلانی برای آنها می گذاشت." رازی در کتابی به نام "صفات بیمارستان" می نویسد:" هر کسی لایق طبابت نیست و طبیب باید دارای صفات و مشخصههای ویژهای باشد." رازی با افراد کمسواد که خود را طبیب و حکیم مینامیدند و حتی اطرافیان بیمار که در امر طبابت دخالت میکردند، به شدت مخالفت میکرد. رازی همچنین اسراف در دارو را جایز نمی دانست. او تا جای ممکن از دادن دارو به بیماران پرهیز می کرد. اگر مجبور می شد، در وهله اول با داروی ساده و اگر در این حالت نیز جواب نمی گرفت، داروهای ترکیبی را تجویز می کرد. رازی بر این عقیده بود که: "هرگاه طبیب موفق شود، بیماریها را با غذا درمان کند، به سعادت رسیدهاست."
رازی دانشمندی بسیار نوآور بود و پیروی کورکورانه از دیگران را روا نمیدانست. او همواره به دنبال ایجاد روش های نوین برای بهره برداری بیشتر از علوم پزشکی بود. رازی در بیمارستان، در حالی که شاگردانش و شاگردان شاگردانش پیرامون او را گرفته بودند، به انجام کارهای خود مشغول می شد. هر بیماری که به بیمارستان وارد میشد، نخست در نزد شاگردانِ شاگردان معاینه می شد و اگر مسالهای برای آنها دشوار میآمد، با شاگردان اصلی رازی مطرح میشد. اگر آنها نیز در تشخیص بیماری در میماندند، به خود رازی مراجعه میکردند. این شیوه سازماندهی پزشکان از یادگارهای رازی است که هنوز هم در بسیاری از بیمارستان های آموزشی جهان رعایت میشود.
در دوران کاری رازی، تشریح جسد انسان رواج نداشت، و اصولاً این کار را ناپسند و خلاف آموزههای دینی میدانستند. اما رازی در کتابهای خود از جمله کتاب طب منصوری از تشریح استخوانهای و عضلات، مغز، چشم، گوش، ریه، قلب، معده و کیسه صفرا و... سخن گفتهاست و نحوه قرار گرفتن ستون فقرات و سوراخها و زائدههای آن و نخاع شوکی را به خوبی شرح دادهاست. رازی اولین پزشکی است که بعضی از شعب اعصاب را در سر و گردن شناخته و راجع به آنها توضیحاتی دادهاست.
رازی همچنین از معدود افرادی است که در روزگار خود، به علم تغذیه و نقش آن در سلامتی تاکید دارد. او کتابی به نام «منافع الاغذیه و مضارها» (منافع غذا ها و مضرات آنها) دارد، که یک دوره کامل بهداشت غذایی است. این کتاب در چندین فصل نگارش شده است. رازی در این کتاب به خواص مواد غذایی، علل اشتها و بی اشتهایی، هضم غذا، ورزش، غذاهای گوارا و پرهیزهای غذایی پرداخته است.
رازی نخستین کسی بود که روند تبدیل کیمیاگری را به علم شیمی آغاز کرد. به خاطر روش بررسی علم شیمی توسط رازی، می توان او را از مؤسسان علم شیمی نامید. دکتر "ژولیوس روسکا"(Julius Ruska)، شیمیدان آلمانی که تحقیقاتی درباره آثار رازی انجام داده است، می نویسد: "رازی برای اولین بار مکتب جدیدی در علم کیمیا به وجود آورده است که آن را مکتب علم شیمی تجربی و علمی می توان نامید." کشف دو ماده اسید سولفوریک و الکل از یافته های مهم علمی اوست. علاوه بر آن توانست از ترکیب مس با سرکه، زنگار (استات مس) تهیه کند و از آن به عنوان ماده ضدعفونی کننده استفاده کند. تهیه اسید سیتریک از نارنج و آرسنیک از زرنیخ و کاربرد آن به عنوان مرگ موش از دستاوردهای دیگر رازی است.
رازی در بسیاری از علوم طبیعی و ماوراطبیعه تبحر داشته و کتاب های متعددی درباره این علوم به رشته تحریر در آورده است. نخستین فهرست از نوشتههای رازی را خود او فراهم کرده است که ابنندیم، کتاب شناس معروف قرن چهارم هجری، آن را در کتاب "فهرست" آورده است. ابوریحان بیرونی نیز کتابی پیرامون نوشتههای رازی نوشته است که پاول کراوس (Paul Kraus) آن را با عنوان "رساله ابیریحان در فهرست کُتب محمد بن زکریای رازی" به چاپ رساند. بر اساس این رساله، رازی 184 کتاب در موضوعهای گوناگون پزشکی، طبیعیات، منطق، ریاضیات و اخترشناسی، تفسیر و تخلیص کتابهای فلسفی و پزشکی دیگران نوشته است.
یکی از معروفترین کتاب های او حاوی یا جامع کبیر است. حاوی(Liber continens) بزرگترین دانشنامه پزشکی است که در آن نظریههای پزشکان پیش از رازی گردآوری شده است. او در این کتاب نظر پزشکان را بی آن که در آنها تغییری دهد، آورده و هر مطلبی را از هر کجا گرفته، منبع آن را نوشته است. این کتاب در سال 1297 میلادی به زبان لاتینی ترجمه شد. طب منصوری (Liber Almansoris) کتاب دیگری از زکریای رازی است. این کتاب پس از حاوی مهمترین اثر پزشکی رازی به شمار میآید. رازی در این کتاب، مفاهیم پایهی پزشکی را در ده مقاله آورده است. مقاله نهم این کتاب، با عنوان"درباره درمان همه بیماریها از فرق سر تا نوک پا" است. این مقاله در اروپا به صورت جداگانه نیز به چاپ رسیده و تا پایان قرن پانزدهم، جزئی از برنامه دروس دانشگاه های پزشکی اروپا به شمار می آمد.
رازی سالهای پایانی زندگی خود را در ری گذراند و دانشجویان زیادی از او درس گرفتند و پزشکان چیرهدستی شدند. در همان سالها بود که چشمان رازی آب آورد و یکی از شاگردانش از طبرستان برای درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازی گفت که این کار بر رنج و درد من میافزاید، چرا که مرگ من نزدیک به نظر میرسد و روا نیست برای بازیافتن بینایی، خود را دچار رنج و سختی سازم. به همین صورت نیز شد. محمد بن زکریای رازی، در سال ۳۱۳ هجری قمری در زادگاهش، شهر ری، چشم از جهان فرو بست.
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 9:55 توسط عبدالوهاب پوررضا
|
این وبلاگ به منظور ایجاد پلی ارتباطی میان عموم شهروندان با کتابخانه عمومی شهیدرایگانی ابوالفارس ایجاد شده است. در این وبلاگ اخبار و موضوعات وابسته به این کتابخانه درج میگردد. باشد که با این امر بتوانیم گامی مؤثر در جهت ارتقاء فرهنگ کتاب و کتابخوانی برداریم. لطفاً جهت ارتقاء امکانات و تسهیلات این کتابخانه، نظرات و پیشنهادات سازنده خود را از طریق نظر بدهید، در میان بگذارید. خدمات کتابخانه شهید رایگانی: 1نفرکتابدار و 1 نفر نیروی خدماتی؛ 1353عضوفعال؛ 4103 عنوان کتاب؛ شامل بخش اصلی؛ بخش کودک؛ بخش مرجع؛ بخش دفاع مقدس؛ بخش نشریات؛ بخش کمک درسی. (برگزاری مسابقات نقاشی-کتابخوانی-بازدید دانش آموزان از کتابخانه از فعالیت های فرهنگی کتابخانه می باشد.) آدرس کتابخانه شهید رایگانی: استان خوزستان، شهرستان رامهرمز، بخش ابوالفارس، شهرک شهید رایگانی، خیابان همت، کتابخانه عمومی شهیدرایگانی. شماره تماس: 06143579589